أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
329
تجارب الأمم ( فارسى )
الهى [ 1 ] با آن مخالفت ورزيده گفت : پس از آن همه رنج ، از دست كسى كه مادر و خاله [ 2 ] و بردگان داشت ، رها شدهايم ، اينك دوباره مىخواهيد ما را به مانند آن گرفتار كنيد ؟ آنقدر به گوش مونس * و رايزنان او بخواند تا رأى ايشان را بشكسته ، از ابو العباس به محمد بن معتضد برگردانيد ، تا سرنوشت كشته شدنش به دست وى انجام شود . « فائق وجه القصعهء حرمى » نيز آمده به مونس گزارش داد كه چون گزارش كشتن مقتدر به مادرش رسيد ، خواست بگريزد ، من او را به نگهبان سپردم كه او را بپايد . او گفت : محمد بن معتضد و محمد بن مكتفى را نيز دستگير نگاه داشته است . مونس دستور داد ، آن دو را به خانهء مونس به بالا بردند و « بشرا [ 3 ] » خدمتگزار خود را آزاد كرد . مونس در آغاز به محمد بن مكتفى پيشنهاد كرد ، او خليفگى را نپذيرفته گفت : عموى من شايستهتر است ! پس به محمد بن معتضد پيشنهاد كرد و او پذيرفت . پس او را به وفادارى براى مونس مظفر و يلبق و پسرش على بن يلبق و يحيا بن عبد الله طبرى [ 4 ]
--> [ ( 1 - ) ] M : اسحاق نوبختى با برگردانيدن خلافت از ابو العباس ، كسى را به خلافت رسانيد كه به دست وى زنده به گور خواهد شد ( خ 5 : 446 ) . [ ( 2 - ) ] M : مادر و خالهء مقتدر و دستنبويه ، سه كنيز آزاد شده از پنج تن سياستمدار بودند كه از پشت پرده دستگاه خلافت عباسى را در آن دوره اداره مىكردند ( خ 5 : 171 ) و همواره مورد اعتراض بودند ( خ 5 : 72 و 264 ) . صولى نام مادر مقتدر را « شغب » آورده است ( خ 5 : 475 پانوشت ) . [ ( 3 - ) ] بشرا خدمتگزار مونس است كه در محرم 320 براى رسانيدن پيغام به « دار السلطان » رفت و به دستور حسين بن قاسم وزير مقتدر زندانى شد ( خ 5 : 358 - 359 ) . [ ( 4 - ) ] M : ابو على يحياى طبرى كه در اينجا يكى از چهار تن كسانى است كه خليفه براى رسيدن به مقام خلافت ، پيش از بيعت ، ناگزير است ، نسبت به ايشان سوگند وفادارى ياد كند ، و پس از اين « ابن طبرى » خوانده شده است مىتواند با على بن ربن طبرى نگارندهء كتاب « الدين و الدوله » نسبتى داشته باشد . او يك زردشتى بود و براى آنكه مسلمان نشود ، يهودى و سپس مسيحى شد و در پايان ناگزير مسلمانى پذيرفت و كتاب ياد شده را براى متوكل خليفهء عباسى